| ويراست اوّل ! | |
|
شنبه ٥ آبان ،۱۳۸٦
آخرین پست
هنوز هم گاهی عده ای با ارسال ایمیل می پرسند این وبلاگ چرا به روز نمی شود. البته همکلاسی ها کمتر؛ چون کمابیش علتش را می دانند. این وبلاگ در یک مقطع زمانی خاص، بنا به حضور عده ای از دوستان در یک دوره دو ساله آموزش نشر و ویرایش برای ثبت خلاصه مباحث کلاس و اخبار و مطالب مرتبط با حوزه کتاب و نشر راه اندازی شد. دوره دو ساله آموزش نشر و ویرایش ناتمام ماند و علت به روز نشدن این وبلاگ هم همین است. به احترام حضور و بودنتان می نوشتم و به همین احترام ننوشتم و نمی نویسم.تلاش من این بود که محتوای تخصصی وبلاگ حفظ شود و به مطالب شخصی و روزنگاری کشیده نشود که فکر می کنم جز دو سه مورد بیشتر خطا نکرده باشم. با سپاس از همراهی شما. دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦
مصاحبه داريوش آشوری با دويچه وله
«آیا باید برای آنلاین نویس هم دستورها و هنجارهای ویژهای داشت؟» به این پرسش داریوش آشوری، نویسنده و زبانشناس پرآوازه پاسخ میدهد. دویچه وله: آقای آشوری، عنوان پروژهی شما در قلمرو زبان، پروژهی زبان باز است. اینترنت را برای باز شدن زبان فارسی یک فرصت میبینید، یا به خاطر آسیبهایی که به زبان میرساند، یک تهدید؟ داریوش آشوری: یکی از حُسنهای اینترنت برای کسانی که بیرون از ایران زندگی میکنند و با آن سروکار دارند، این است که رابطهی آنان را با زبانِ مادری یا ملیشان پایدار نگاه میدارد و کوشش برای نوشتن در اینترنت این رابطه را استوارتر میکند. در گذشته بریده شدن رابطه با زبانِ ملی برای کسانی که سالیان دراز دور از میهن زندگی میکردند، سببِ فراموشی زبان میشد. اما، افزون بر این، طبیعتِ اینترنت و آسانیِ دسترسی به آن و این که هر کس میتواند به میل و سلیقهی خود و در حد سواد خود در آن بنویسد و منتشر کند، دستها را برای هر گونه شلوغکاری زبانی هم باز میگذارد. اینترنت میدان باز شگفتانگیزی برای هر گونه تجربهی زبانی تازه هم هست. با امکانِ ارتباطی آسان و همهگیری که برقرار میکند، از آن برای بهبود و پیشبردِ زبان هم میتوان بهره گرفت. واما، آنچه من به عنوانِ «زبانِ باز» پیش کشیده ام به رابطهی زبان و جهانِ مدرن و نیاز جهانِ مدرن به زبانِ باز مربوط میشود: یعنی زبانی که پا به پای پیشرفت، دگرگونی علوم، تکنولوژی و در کل، شکل زندگی مدرن که پیوسته در حال دگرگونی ست، گسترش یابد. اینترنت به عنوانِ رسانهی آسانیاب و همهگیر میتواند در داد وستد زبانی و پراکنشِ سریعِ یافتههای زبانیِ تازه و رفع مشکلاتِ زبانی، نقش مثبتی داشته باشد و کم وکاستیهای سیستم پوسیده و بیفکر آموزشی رسمی ما را تا حدی جبران کند. امکان دستیابی سریع و آسان به منابعِ اطلاعاتیِ زبانی (فرهنگها و دانشنامهها)، هم از جنبههای مثبتِ خدمتهای اینترنت است. اینترنت میتواند یک نظامِ خودآموزیِ بسیار کارامد باشد، اگر که مایهی درست و بهاندازه بر رویِ آن عرضه شود. د. و.: سایت فارسی دویچه وله مرحلهی تازهای از کار خود را آغاز میکند. ما اکنون دارای تحریریهی مستقلی هستیم. هدف این است که در این رسانه از زبان پاکیزه واستواری بهره بگیریم. برای رسیدن به چنین هدفی چه توصیههایی به یک سایت خبری و فرهنگی چون ما میکنید؟ یکشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٥
ياد آوري ۲۹ بهمن
توضيح: اين مطلب هيچ ربطي به ويرايش و ويراستاري ندارد. فقط براي اطلاع دوستانم كه به فرهنگ ايراني عشق ميورزند آورده ام. به نقل از وبلاگ آتشكده. والنتاین (26 بهمن) یا سپندار مذگان (29 بهمن) چند سالی است نزدیک 26 بهمن ماه (14 فوریه) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های کالاهای فانتزی شلوغ می شود. همه جا نام Valentine به گوش می خورد. از هر بچه ای که درباره والنتاین پرسش کنی می داند که "در سده سوم میلادی که برابر با آغاز شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس باورهای شگفتی داشته است، برای نمونه سربازی خوب خواهد جنگید که زن نگرفته باشد. از این رو زناشویی را برای سربازان امپراتوری روم بازداشته می کند.کلودیوس به اندازه ای سنگدل وفرمانش به اندازه ای بی چون و چرا بود که هیچ کس یارای یاری به زناشویی سربازان را نداشت.ولی کشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)، پنهانی عقد سربازان رومی را با دختران دلخواهشان جاری می کرد.کلودیوس دوم از این رخداد آگاه می شود و دستور می دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان دلداده دختر زندانبان می شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد دلدادگان، با دلی عاشق به دار آویخته می شود...بنابراین او را به نام فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نمادی می شود برای عشق!" ولی کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه سده پس از زادروز، که از بیست سده پیش از زادروز، روزی به نام روز عشق بوده است! شنیدنی است بدانید که این روز در سالنمای کنونی ایرانی برابر است با 29 بهمن، یا تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز با نام "روز عشق" به این گونه بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز می شمردند و افزون بر اینکه ماه ها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. برای نمونه روز نخست "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( تندرستی، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت "بهترین راستی و پاکی" که باز ویژه خداوند است، روز چهارم شهریور "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که ویژه خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ فرنام ملی زمین است، یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، فروتنی و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. از این روی در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه همزمان می شد، جشنی برپا می داشتند به فراخور نام آن روز و ماه. برای نمونه شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" فرنام می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین نام می گرفتند. سپندار مذگان جشن زمین و گرامیداشت عشق است که هر دو در کنار هم می نشینند. در این روز زنان به شوهران خود با مهر ارمغان می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها ارمغان داده و از آنها فرمانبرداری می کردند. برخی نیز روز مادر و زن را به نشانه زایش و مهربانی زمین در این روز می دانند. مردم ایران از آن میان مردم هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به فراخور های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، روش زندگی، خوی، فلسفه زندگی و رویهمرفته جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) برگردانیم... چرا سپندار مذگان در روز پنجم اسفندماه نیست؟ زیرا در گذشته ایرانیان 12 ماه 30 روزه داشتند و 5 روز را نیز افزودن بر آن 12 ماه در سالشمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند(سپندار مذگان)، با روز 335 از سال یا 29 بهمن در سالشمار کنونی ایرانیان برابر است. چهارشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٥
هفته کتاب مبارک
امروز، ۲۴ آبان روز كتاب و كتابخوانی و آغاز هفته كتاب است. اين روز را به همه همكاران ويراستار و مترجمم و همه دوستداران كتاب و كتابخوانی تبريك میگويم.
سهشنبه ۱۸ مهر ،۱۳۸٥
گفتگو با نجف دريابندري
مصاحبه با استاد نجف دريابندری كه به مناسبت هفتادوششمين سالروز تولدش انجام شده است را حتما ببينيد. لينك مطلب
سهشنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸٥
نخستين جشنواره كتابهای چاپ نشده
فرهنگسراي بهمن اولين جشنواره كتابهاي چاپ نشده را برگزار ميكند. ادامه مطلب... سهشنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸٥
خبر
بالاخره بعد از مدتها انتظار به خاطر تغييرات مديريتی مركز نشر كلاس های ترم جديد با يك ماه و نيم تاخير از پانزدهم آبان ماه ۸۵ از سر گرفته خواهد شد. دانشجويان دوره يازدهم رشته نشر و ويرايش كم كم از ادامه كلاسها نااميد میشدند. خدا را شكر! پنجشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٥
گزارش تحقيق و تفحص مجلس از وزارت ارشاد دولت سابق
”شادي“ يكی از همكلاسی های ما در قسمت نظرخواهی پست دوم مرداد نوشته: ”... كلاسهای مركز نشر تعطيله، در عالم نشر و كتاب و فرهنگ هم هيچی رخ نميده؟ “ و خواسته اينجا خبر بگذاريم از عالم نشر. راستش من می ترسم چند تا خبر اينجا بگذارم دسته جمعی دور كلاسهای نشر و ويرايش را خط بكشيد با خودكار قرمز! و سراغ يك كار ديگه غير از كتاب و نشر و ... برويد. محض نمونه اين يك گزارش و خبر: 78 درصد كتاب هاي دوره اصلاحات مشكل دارند! پيش از اين محمود صفار هرندي بارها به انتقاد از وضعيت اين وزارتخانه پيش از به دست گرفتن سكان هدايت آن پرداخته بود. او چند ماه پيش در همايش سراسري امامان جمعه گفت كه وضعيت فرهنگي پيش از دولت جديد متاثر از "ناتواني، بي انگيزگي و بي برنامگي" بوده است. وي سامان دادن به امور نشررا در گرو يك نظارت همه جانبه در همه سطوح دانسته بود و قول داده بود به عنوان "ناظر" افرادي انتخاب خواهند شد كه نگذارند هيچ كتاب فاسدي به جامعه ارائه نشود. وي همچنين گفته بود كه اصلاح روند نظارتي بر سينما را مورد نظر دارد و اينكه درزمان او آنچه وي "فيلمنامه هاي مبتذل" ناميده بود منتشر نخواهند شد. مسجدجامعي وزير دوم ارشاد در زمان رياست جمهوري محمد خاتمي با واكنش به سخنان هرندي گفته بود: "در دولت آقاي خاتمي سند چشمانداز برنامه 20 ساله تدوين و تصويب شد و به تاييد مقام معظم رهبري هم رسيد. مباحث، قواعد و الزامات حوزه فرهنگ كه از جايگاه گسترده و ويژهاي در اين سند برخوردار است از سوي اين دستگاه و با همكاري اصحاب فكر و فرهنگ و هنر و تشكلهاي صنفي تهيه و با كمترين تغييري به تصويب رسيد و طبيعي است كه همه دولتهاي بعدي موظف به اجرا و انجام آن هستند." با اين وجود وزارت ارشاد همچنان كه با به رياست جمهوري رسيدن خاتمي محل نزاع بود، همچنان اين شرايط را حفظ كرد. طرح تحقيق وتفحص مجلس در اين راستا، از روند جديدي بر سياست هاي فرهنگي كشور حكايت مي كند كه انتظار مي رود توسط دستگاه هاي اجرايي به اجرا برسد. ترتيباتي كه محدوديت هاي فرهنگي را دامن خواهد زد. درمتن گزارش تحقيق وتفحص مجلس آمده است: "متاسفانه به دليل فقدان سياستهاي اجرايي و نبود نظارت مناسب بخش قابل ملاحظهاي از توليدات نه تنها در راستاي اهداف و سياستهاي فرهنگي نظام مقدس جمهوري اسلامي شكل نگرفته بلكه از محتواي سوءفرهنگي و ضدفرهنگي برخوردار بوده است." اين گزارش مي افزايد: "بررسيها پيرامون چگونگي صدور مجوز نشر كتاب، تخصيص يارانهها، حمايت از برگزاري نمايشگاههاي كتاب و مسايل مربوطه حكايت از كم توجهي، اهمال در مميزي و تخلفات جدي از ضوابط توليد و نشر كتاب دارد و متاسفانه در سالهاي اخير به دليل حاكميت تساهل و تسامح فرهنگي و به بهانه كثرت آثار و كمبود نيروي انساني كنترل و نظارت لازم بر نشر آثار فرهنگي و هنري اعمال نگرديده و در نتيجه آثاري منتشر شده است كه برخي از آنها نه تنها هيچگونه انطباقي با ارزشها و معيارهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ندارد بلكه تعداد زيادي از اين آثار با ضوابط و معيارها و سياستهاي فرهنگي جمهوري اسلامي مغايرت دارد." پيش از آنكه اقدام تحقيق وتفحص مجلس از وزارت پيشين ارشاد صورت گيرد گروهي از نمايندگان دراغاز شروع به كار حسين صفار هرندي در وزارت ارشاد، با ارائه آماري، كه منبع و چگونگي اخذ آن هيچگاه در اختيار مردم قرار نگرفت، مدعي شدند كه بيش از 70 درصد كتابهاي مجوز دار در دوره دولت قبلي، در زمره كتابهايي قرار دارندكه به تعبير آنها مسئله دارند و بايد از چاپ آنها جلوگيري شود. در گزارش مجلس هفتم تاكيد شده است: "تحقيق و بررسي صورت گرفته در زمينه آثار انتشار يافته در مورد كتابهايي با موضوع ادبيات داستاني در مقطع زماني تابستان 1378 لغايت تابستان 1381 كه از كل اثار انتشار يافته تعداد 659 اثر به صورت نمونه و گمانهزني مورد ارزيابي قرار گرفته است، نتايج ذيل را در برداشته است. از مجموع كتابهاي مورد بررسي قرار گرفته 6/78 درصد آنها به نحوي از انحاء داراي اشكالات و ايراداتي بوده است و تنها 4/21 درصد آنها مورد تائيد كامل قرار گرفته و فاقد هر گونه اشكالاتي بوده است." تهيه كنندگان گزارش ياد شده گفته اند كه "تحليل محتواي كتب منتشره در زمينه ادبيات داستاني حاكي است در لابلاي اين آثار مفاهيمي در زمينه اشاعه ابتذال، عاديسازي روابط محرم و نامحرم، عادي ساختن و از ميان بردن قبح گناه، اشاعه رفتارهاي غيراخلاقي تشريح صحنههاي خلاف اخلاق جنسي، اشاعه روابط نامشروع، ترويج روابط غيرشرعي قبل از ازدواج، هنجارشكني دختران جوان، بيتوجهي به احكام شريعت، به سخره گرفتن اعتقادات و آداب و رسوم ديني، اشاعه تفكرات سكولاريستي وجود دارد." اين درحالي است كه بخش اداره كتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تحت فشار يكي از شعبات قوه قضاييه، دوباره به سمت سانسور و مميزي كتابها سوق داده شده و تحت همين فشار به برخي از كتابهاي حوزه هاي مختلف فكري و فرهنگي اچازه چاپ داده نمي شود. به علاوه در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران جمع آوري برخي از كتابها از غرفه ناشران در دستور كار وزارت ارشاد وضابطان قضايي قرار گرفت. صفار هرندي آذرماه گذشته با انتقاد شديد از وضعيت فرهنگ گفته بود: "قصد جسارت به افرادي را كه در حوزه موسيقي پاپ فعال هستند، ندارم، اما برخي فكر مي كنند صرف اداي اصواتي به صورت بلند و كوتاه، آواز و موسيقي است." موضوعي كه هشداري جدي به بخش هاي ازجامعه موسيقي ايراني بود كه طي سالهاي گذشته، به جايي كنسرت هاي مخفي ويامهاجرت به كشورهاي ديگر، راهي شهرهاي مختلف كشور شده بود ونشاط وشادماني را به جامعه جوان ايراني هديد كرده بود. درادامه گزارش تحقيق و تفحص، برگزاري نمايشگاه هاي بين المللي توسط وزارت ارشاد نيز مورد انتقاد قرار گرفته است. مواردي كه تهيه كنندگان گزارش مورد توجه قرارداده اند شامل اين عناوين است: "عرضه كتاب و نشريات خارجي ممنوعه و مبتذل كه مغاير ضوابط و مقررات وزارت ارشاد بوده است، عرضه آثاري كه به معرفي چهره به اصطلاح هنرمندان و هنرپيشكان فاسد ميپردازد.، عرضه آثاري كه توصيفكننده صحنههاي غيراخلاقي و مسايل جنسي به صورت وقيحانه است، عرضه آثاري كه مبلغ فرق ضاله و انديشههاي الحادي و مكاتب كفرآميز بوده است، عرضه و تبليغ آثاري عليه دين مبين اسلام، عرضه كتب نويسندگان معاند با انقلاب اسلامي، عرضه آثاري در ضديت با گروههاي جهادي فلسطين و دفاع از رژيم غاصب صهيونيستي." موضوع ديگري كه دراين گزارش مورد انتقاد قرار گرفته است واردات كاغذ و چگونگي توزيع و تخصيص يارانهها و علل نوسان غيرقابل قبول كاغذ در سالهاي اخير بوده است. نويسندگان اين گزارش با انتقاد از وزارت ارشاد پيشين: "بررسيها در اين زمينه نشانگر عدم مطالعه و فقدان كارشناسي لازم در زمينه خريد كاغذ خارجي از سوي معاونت فرهنگي و مطبوعاتي وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي بوده است." گزارش تحقيق و تفحص همچنين توليدات سينمايي شش ساله سينمايي ايران ( 1378-1384 ) كه در جشنواره فجر به نمايش درآمدهاند، را مورد توجه قرار داده است و نوشته كه نتيجه بررسي هاي انجام شده توسط هيات حكايت از عدم انطباق محتواي بسياري از توليدات هنري با سياستهاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و معيارها و ارزشهاي ملي و اسلامي دارد. اين هيات موارد زير را به عنوان مسائلي كه در فيلم هاي اين دوره به چشم مي خورد نام برده است: "گسترش فرهنگ لمپنيزم، حاكميت فرهنگ دينزدايي و غربگرايي بر توليدات سينمايي، زير سوال بردن نهادهاي انقلاب اسلامي، معرفي غرب به عنوان كعبه امال و آرزوهاي جوانان ايراني، ترسيم نظام مقدس جمهوري اسلامي به عنوان تضييع كننده حقوق زنان و جوانان، خوانندگي و رقص زنان، پخش موسيقيهاي غيرمجاز، سير صعودي خشونت در فيلمها، توجيه خيانت زن و مردم به يكديگر به عنوان امري عادي و جايز، به چالش كشيدن مظاهر اقتدار نظام از جمله ارتش، سپاه و تصوير آنان به عنوان نهادهايي متحجر و كهنهگرا، لقا عقبماندگي مسلمانان، عدم هماهنگي با سياستهاي خارجي نظام جمهوري اسلامي، استفاده ابزاري از تصاوير زنان، غيرتزدايي، تبليغ ناامني زنان، تبليغ مشربهاي صوفيانه و عرفان وارداتي و خانقاهي، زير سوال بردن دفاع مقدس، زير سوال بردن خودباوري ملي، استفاده ضدارزشي و نمادها و عناوين مقدس با تكنيكهاي هنري، مطرح كردن فرزندان نامشروع به عنوان امري عادي و غيرقبيح، نفي روحيه استكباري ستيزي، خانواده گريزي - ترويج طلاق - خودكشي - رابطههاي پنهان و... ." اين هيات همچنين تغيير آيين نامه بررسي فيلمنامه ومجوز ساخت فيلم وآينن تامه نظارت برتوليدات سينمايي را مورد انتقاد قرار داده است و نوشته است: "يكي از اولين اقدامات مسوولان وقت وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي تغيير آيين نامه بررسي فيلمنامه و مجوز ساخت فيلم و آييننامه نظارت بر توليدات سينمايي است كه عملا منجر به حاكميت فرهنگ تسامح وتساهل و سليقهاي شدن نظارت و صدور مجوزها گرديده است. تركيب اعضاي شوراي نظارت با گرايشات فكري و سياسي خاص، صوري بودن جلسات و عدم حضور منظم اعضا در جلسات مربوطه كمرنگ شدن حضور نهادهاي نظارتي، انحلال شوراي فيلمنامه توسط معاونت سينمايي عدم بازبيني دقيق فيلمها و عدم نظارت بر تغييرات ايجاد شده در حين ساخت فيلم." گزارش مواردي همچون "به انحصار درآوردن تهيه واردات مواد اوليه و تجهيزات سينمايي، روشن نبودن ميزان اختيارات اين بنياد در حوزه سينما و پاسخگو نبودن در مقابل كارهاي انجام شده، خريد فيلمهاي خارجي غيرقابل استفاده و غيرقابل اكران در داخل كشور، ابهام در زمينه كمكها ويارانه هاي اختصاص يافته به اين بنياد، برخورد تبعيضآميز در اختصاص وام به فعالان عرصه سينما، افزايش بيش از 1000 درصدي قيمت وسايل فيلمسازي بعداز واگذاري بنياد فارابي" را از جمله مواردي كه مصداق سوء استفاده مالي است برشمرده است. حوزه تئاتر نيز از انتقاد اين هيات مصون نمانده است. اين هيات مواردي همچون "ابتذل كلامي و رفتاري، پوچگرايي و منفيگرايي نسبت به جهان و زندگي، اهانت و كم ارزش جلوه دادن ارزشهاي دفاع مقدس، حريمشكني اخلاق اسلامي و ارزشهاي ديني، ترويج انديشههاي فمينيستي، سياهنمايي و تضعيف نظامف ترويج باورهاي مردستيزانه و تضعيف نهاد خانواده، تضعيف باورهاي ديني در مردم و اشاعه منكرات" را از ثمرات وزارت ارشاد پيشين دانسته است. گزارش هيات مذكور همچنين در بخش موسيقي، "عدم نظارت مناسب بر توليد و تكثير ميليونها نوار و CD مبتذل و غيرمجاز و برگزاري كنسرتهاي مبتذل و ترويج موسيقي مبتذل غربي را به عنوان تخلفات اين حوزه در زمان وزارت ارشاد پيشين برشمرده است. موارد مشابهي نيز درحوزه هنرهاي تجسمي ورفع مشكلات هنرمندان وحوزه كپي رايت مطرح شده است." اما انتصابات در اين وزارتخانه از جمله كليدي ترين بخش هاي اين گزارش به شمار مي رود. هيات نظارت با توجه به مجموعه سياست هاي فرهنگي توسط مسئولان اين وزارتخانه تهيه شده است ويا به اجرا گذاشته شده بود، چنانكه انتظار مي رفت، عملكرد خبرگزاري نيز ازمواردي است كه هيات ياد شده به آن گوشه چشمي نشان داده است. اين گزارش درنهايت اعلام كرده است كه وزارت ارشاد در زمان خاتمي نتوانسته است متوازن بابرنامه توسعه سوم كشور به پيش برود: "و بخش قابل ملاحظهاي از تكاليف برنامه عليرغم اختصاص اعتبارات مناسب تا پايان برنامه معطل مانده است." درحوزه مطبوعات كه يكي از بحث برانگيزترين مباحث در زمان رياست جمهوري سيد محمد خاتمي به شمار مي رفت ادعا شده است: "معاونت مطبوعاتي همچون ساير معاونتهاي وزارت ارشاد كه براي انجام امور غيرقانوني نظير بكارگيري نيرو، پرداخت غيرقانوني به افراد، خريدهاي غيرمجاز مبادرات به ايجاد يك موسسه جانبي غيردولتي و صوري نمودهاند." پيش از اين صفار هرندي با انتقاد از مطبوعاتي كه به انتقاد از دولت مي پردازند گفته بود: "اين رسانهها تا كي مي خواهند به اين روال ادامه داده و از انعكاس خدمات به گفته وي ارزنده دولت طي مدت فعاليت خود پيشگيري كنند. بايد متاسف بود از اينكه برخي از آنان حتي يك عملكرد مردمي دولت را قبول نداشته و در پي انتفاد بر مي آيند و اين زنگ خطري است كه خود آنها به وجود آوردهاند." مطبوعات طي ماه هاي گذشته زير شديد ترين فشار هاي دولت، از انعكاس بسياري ازمطالب محروم مانده اند واجازه انتشار تحليل و گزارش پيرامون بعضي مسائل همچون مساله هسته اي ايران را به دليل آنكه مقامات دولتي مي گويند برخلاف منافع امنيتي ملي است، ندارند. اين گزارش همچنين "مهمترين محورهاي تخلفات نشريات و مطبوعات را مواردي از جمله ترويج فرهنگ غرب، هرج و مرج رفتاري، سياه نمايي و تضعيف نظام، ترويج فرهنگ منحط شاهنشاهي، سكولاريسم، تضعيف باورهاي ديني، تضعيف ولايت فقيه، تضعيف قواي سه گانه و تضعيف روحانيت و ارزشهاي انقلاب" قلمداد كرده است. بسياري از كارشناسان، گزارش تحقيق و تفحص مجلس هفتم بر ضد وزارت ارشاد خاتمي را از نشانه هاي آغاز دور جديدي از سختگيري هاي فرهنگي به شمار مي آورند. هم اكنون سياست هاي دولت درزمينه توليد فيلم، نشركتاب وانتشار روزنامه از مميزي سخت تري برخوردار شده است وانتظار مي رود با سياست هاي كنترلي كه در لا به لاي اين گزارش مشاهده مي شود، اين وضعيت شديدتر از گذشته استمرار يابد. ( منبع: سايت خبری روز )
یکشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٥
خبر
روز پنجشنبه ۲۳ شهريورماه همکلاسی محترم ما خانم رستم پور از تز دکترای خودشان با موضوع « بررسی متن اوستايی زامياد يشت» دفاع خواهند کرد. دوشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٥
اطلاعيه
اطلاعيه كانون نويسندگان ايران در باره ششمين سالگرد در گذشت احمد شاملو مراسم ششمين سالگرد چهرهي فراموش نشدني ادبيات و فرهنگ ايران و از نخستين بنيانگزاران كانون نويسندگان ايران، احمد شاملو ساعت 5 / 5 بعداز ظهر روز دوشنبه دوم مرداد ماه بر سر مزارش در آرامگاه امامزاده طاهر كرج برگزار مي شود. شنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٥
جلوگیری از حوادث ویرایشی
بعد از ماه ها انتظار بالاخره شماره جدید مجله مترجم (ش42) از راه رسید. مترجم فصلنامه ای است مشتمل بر مقاله هایی در زمینه مسائل نظری و عملی ترجمه، آموزش ترجمه، ویرایش و معرفی صاحب نظران ترجمه و ویرایش. در چند شماره اخیر این مجله آقای علی صلح جو ویراستار، مترجم و محقق ترجمه، مقالاتی را با عنوان "نکته های ترجمه و ویرایش" ارائه می کنند که حاوی نکاتی تجربی و ارزشمندی برای ویراستاران، بخصوص ویراستاران متون ترجمه شده است. قسمتی از این مقاله (ص57)، به شــرح نکته ای ویرایشی پرداخته، به صورت خلاصه در زیرآمده است. از دوست عزيزی که اين مطلب را انتخاب و تایپ کرده نيز سپاسگزارم. "حادثه همیشه پیش آمده و باز هم خواهد آمد. اما دربرخی افراد نیرو و ذکاوتی وجود دارد که به نحوی غریزی حادثه را پیش بینی می کنند و در نتیجه می توانند جلوی آن را بگیرند. ویرایش نیز دارای چنین مسائــــلی است. ویراستــار کارکشتــه می تواند حدس بزند که، در شرایطی معین، حوادثـی رخ خواهــد داد." نمونه ای که آقای صلح جو از این حوادث بیان می کند از این قرار است: در ویرایش، برای اینکه به حروف چین علامت بدهند تا کلمه یا عبارتی را با حروف سیاه بزند، زیر آن کلمه را خط مستقیم می _ کشند. این نکته را بسیاری از نویسندگان به معنای دیگری می دانند. به تصور آنها، هنگامی که زیر کلمه خطی می کشند آن کلمه نهایتاً با خط زیرش چاپ می شود. ایشان تجربه خود را درباره مقاله ای بیان کرده اند که نویسنده آن در ابتدای مقاله ذکر کرده است که در طول مقاله هر جا زیر کلمه ای خط کشیده شده باشد بدان معناست که آن کلمه در جایگاه درست دستوری قرار نگرفته است. ولی مقاله را که می خوانید تا انتها، هیچ کلمۀ زیر خط داری وجود ندارد. چرا چنین اتفاقی افتاده است؟ گویا نویسنده کلمات مورد نظر خود را چنان که گفته زیر خط دار کرده است. ویراستار نیز متن را خوانده و بنابه قصد نویسنده ایرادی در کار ندیده است. نسخۀ ویراستار به مسئول تعیین حروف سپرده شده و او بی خبر از قصد خاص نویسنده و بنابر قاعده، تمام حروفی را که زیر آن خط کشیده شده است را حروف سیاه تلقی می کند و حروفچین آنهارا با حروف سیاه تایپ می_ کند بنابراین وقتی که متن به دست خواننده می رسد هیچ کلمه زیر خط داری در آن دیده نمی شود. "چه کسی مقصر است؟ آیا باید نویسنده، از همان ابتدا، به جای اشاره به 'کلماتی که زیر آنها خط کشیده شده' به ' کلماتی که با حروف سیاه چاپ شده' اشاره می کرد؟ از نویسنده، به ویژه نویسنده ایرانی که با امور نگارش و ویرایش و نشر آشنا نیستند، نباید چنین انتظاری داشت. آیا مسئول تعیین حروف می بایست این خطهای کشیده شده زیر کلمات را، برخلاف سنت ویرایش، به معنایی غیر از حروف سیاه و درشت تلقی می کرد؟ به نظر نمی رسد انتظار به جایی باشد. همه این انتظارها را می بایست از ویراستار متن داشت. ویراستار با تجربه باید بداند که کشیده شدن خط سیاه در زیر کلمات به معنای این است که آنها باید با حروف سیاه و درشت چاپ شوند. بنابراین، هنگامی که می بینید نویسنده به ' کلماتی که در زیر آنها خط کشیده شده' اشاره میکند، بلافاصله باید، به اصطلاح شستش خبردار شود که حادثه ای ویرایشی در حال رخ دادن است. زیرا مسئول تعیین حروف و ماشین نویس، به طور قطع، آن کلمات خطدار را با حروف سیاه تلقی خواهند کرد و، در نتیجه، خواننده خواهد خواند ' کلماتی که در زیر آن خط کشیده شده' اما چنین کلماتی را نخواهد دید. ویراستار باسابقه، در چنین موقعیتی، یکی از این دو کار را باید بکند: یا در حاشیه متن دستنوشت بنویسـد : ' توجه! خطـها زیر کلمات باقی بماند ' یا اینکه جملـه نویسنـده را 'کلماتی که زیـرآنها خط کشیـده شده' به ' کلماتی که با حروف سیاه چاپ شده' تغییر دهد. البته ناشرانی که در دستگاه خود نسخه پرداز یا دستیار ویراستار یا کمک ویراستار یا کمک ادیتور (جملگی در برابر copy editor ) داشته باشند. این کار را می شود از او انتظار داشت. بخش اعظم ویرایش صوری به دست چنین کسی انجام می گیرد."
چهارشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٥
دورههای آموزشی ویراستاری و نقد ادبی جدید
شهر کتاب قرار است یک دورهی آموزش ویرایش را در چند مرحله برگزار کند که نخستین مرحلهاش را به «وزن شعر فارسی» اختصاص داده و یکی از بهترین اساتید این رشته، یعنی ابوالحسن نجفی را برای تدریس آن در نظر گرفته. این دوره ویژهی تابستان ۸۵ است که از روز یکشنبه ۴ تیرماه بهصورت هفتگی ـ در ۱۰ جلسه ـ برگزار میشود. از همین زمان و در همین روز، یک دورهی آموزشی با موضوع «نقد و نظریهی ادبی جدید» هم در شهر کتاب برگزار میشود که تدریس آن را دکتر حسین پاینده به عهده خواهد داشت. اگر مایلاید ثبتنام کنید، به ساختمان شهر كتاب مركزی در خيابان حافظ شمالی بروید یا با شمارهی ۸۸۸۰۶۷۴۳ تماس بگيرید. تا اينجای خبر را از وبلاگ خوابگرد نقل کردم. اما من زحمت شما را کم کرده ام. تماس گرفته ام. کلاس «وزن شعر فارسی» استاد نجفی روزهای يکشنبه ساعت ۵ بعد از ظهر تا ۵/۶ تشکيل می شود. کلاس «نقد و نظریهی ادبی جدید» استاد پاينده هم روزهای يکشنبه از ساعت ۳ تا ۵/۴ بعد از ظهر. دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥
معرفی كتاب
امروز باخبر شدم چاپ سوم (۱۳۸۵) كتاب گامهای اصلی در نشر كتاب استاد عبدالحسين آذرنگ را ققنوس منتشر كرده است. البته تا جايی كه يادم هست چاپ دوم اين كتاب را سال ۸۰ اتحاديه ناشران چاپ كرده بود. اما منبع خبر موثق است و خودش استاد خبر. خواستم به همكاران و علاقه مندان اطلاع بدهم و يادآوری كنم اگر به اين مباحث علاقه منديد تا انتشارات ققنوس كه میرويد دو اثر ديگر استاد را هم ببينيد. كتاب درباره ويرايش و كتاب بازانديشی در مباحثی از نشر و ويرايش. شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥
نوشتن برای وب
اما درباره قاعده هاي جهاني آنلاين نويسي؛ موضوع را مي توان در سه سطح طبقه بندي كرد: توصيه میکنم همه همکاران ويراستارم به خصوص کسانی که بيشتر با محيط وب سروکار دارند حتما اين مطلب را در سايت استاد شکرخواه بخوانند. لينک مطلب. پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٥
کارگاه ترجمه با استاد رضی هيرمندی
«اين توصيه من به شماست. سراغ ترجمه فارسي به انگليسي نرويد. كسي بايد اين كار را بكند كه از كودكي در محيط انگليسي بزرگ شده باشد. بداند وقتي موي يك دختر بچه را ميكشند چه ميگويد و قتي كسي دستش به قابلمه داغ ميخورد و ميسوزد چه اصطلاحي به كار ميبرد. زبان انگليسي سرشار است از اصطلاحاتي كه .... » بله اينها توصيه هاي استاد كارگاه ترجمه زبان انگليسي اين ترم ماست. استاد رضي خدادادي هيرمندي. سه تا نام خانوادگي دارد و به اندازه سه تا مترجم فعال كار ترجمه در كارنامه اش دارد. حتما يادتان هست سال 1375 كتاب تازه اي چاپ شده بود به نام آقاي با كلاه آقاي بيكلاه اثر شل سيلور استاين با ترجمه رضي هيرمندي. در همان ايام كتابهاي ديگري نيز از اين نويسنده و هنرمند شهير امريكايي همچون درخت بخشنده، وقتي به سن تو بودم و ... با ترجمه رضي هيرمندي به بازار آمد. در كلاس استاد هيرمندي مترجم و زبانشناس متوجه گذر زمان نميشويم. بخش عمده كلاس به صورت كارگاه است. اما بعضا نكاتي را استاد پيرامون مسائل ترجمه مطرح ميكند كه تلاش ميكنم در اينجا براي علاقه مندان بگذارم. درابتدا كلمه بود. كلمه نزد خدا بود و كلمه خدا بود. ( كتاب مقدس) وارد بحث تكراري و قديمي واحد ترجمه نميشويم كه واحد ترجمه را كلمه، عبارت، جمله يا پاراگراف بگيريم. همين قدر بگوييم كه بر خلاف نظر بعضي ها كلمه در ترجمه مهم است. يكي از بزرگترين لغزشگاه هاي مترجم در مواجهه باكلمه روي ميدهد. اول. ابتدايي ترين و اولين مشكل اينست كه يك كلمه معاني مختلفي دارد. مثلا همين class گاهي به معناي كلاس درس و گاهي به معناي طبقه به كار ميرود. يا pen هم به معناي قلم و هم به معناي آغل به كار رفته است. Board علاوه بر تخته و هيئت مديره، به معني سوار شدن به هواپيما هم به كار ميرود. اين مسئله گاه مترجمان بزرگ را هم به خطا انداخته است. به دو نكته هميشه بايد توجه كرد. نكته اول توجه به بافت يا context است. هم بافت زباني و هم بافت غير زباني. بافت زباني شرايط زباني و دستوري است كه كلمه را احاطه كرده است و بافت غير زباني بيشتر فضا است و در ترجمه و مكالمه شفاهي مورد نظر است. نكته ديگر اكتفا نكردن به حافظه و اندوخته واژگاني خومان و مراجعه مكرر به فرهنگ لغات است. براي روشن شدن نقش بافت در ترجمه يك كلمه به مثال زير توجه كنيد: All the sheep are in the pen. Can a writer in our country make his living with pen? Hereby I pen my resignation. در اين سه جمله هر بار penدر يك معنا به كار رفته است. دوم. گاهي كلمه در يك idiom يا اصطلاح قرار مي گيرد. در اين شرايط هيچ كدام از معادل هاي موجود در فرهنگ براي آن كلمه صادق نيستو مجموعه كلمات يك معنا ميدهند: You are a head and shoulder above the other. در اين جمله ما shoulder را شانه ترجمه نميكنيم. ميگوييم: شما يك سروگردن از ديگران بالاتر هستيد. شما جمله زير را چطور ترجمه ميكنيد؟ It was raining cats and dog. سوم. گاهي كلمه به تنهايي معناي اصطلاحي دارد. در ترجمه متون فني به خصوص حتما بايد فرهنگ اصطلاحات را مرور كرد. مثلا كلمه cut در مهندسي عمران معني خاكبرداري دارد و bulk به معني داربست. چهارم. گاهي به جاي يك كلمه اصلا كلمه معادل پيدا نميشود مجبور ميشويم يك خط توضيح بدهيم. يعني مترجم ناگزير به over translation مي شود. مثلا Ullage به معني آن مقدار از يك ظرف حاوي يك مايع است كه جا دارد تا ظرف پر شود. يا مثلا معني كلمه snipe شبانه تك تير به جايگاه دشمن انداختن است. ( اين به نظر من يك سوژه خوبه براي فرهنگستان كه بجاي معادل درست كردن براي تلفن و فاكس و هليكوپتر معادل براي يك چنين كلماتي كه زياد هم هستند درست كنه) پنجم. گاهي ممكن است مترجم قياس نابجا كند و يا قاعده اي را تعميم كلي بدهد. مثلا پسوند less چون غالبا متضاد ميسازد ممكن است priceless را بي ارزش ترجمه كند. در حالي كه اين كلمه به معني با ارزشتر است. همچنين اشتراكات زباني نبايد مترجم را به اشتباه بياندازد. همه ما ميدانيم كه مثلا مسلسل كلمه عربي است. اما اين كلمه در عربي به معنايي كه ما در فارسي به كار ميبريم به كار نرفته است. در عربي مسلسل ميشود: الرشاشي و در انگليسي machine gun ششم. گاهي كلمات شباهت املايي نزديكي به هم دارند كه بايد مترجم دقت كافي داشته باشد. اين مسئله باعث شده است تا يكي از مترجمان بنام ايراني در ترجمه يك اثر فرانسوي به فارسي كلمه la lezarde فرانسوي را با يك كلمه ديگر كه فقط يك حرف آن متفاوت است اشتباه بگيرد و اينطور ترجمه كند: ... ونيز ميگفتند كه نخستين مارمولك در جبهه خلق رخنه كرده است. كلمه ياد شده به معني شكاف است و بايد در جمله بالا به جاي مارمولك، شكاف ترجمه ميشد. تعدادي از اين جفت كلمه ها كه املاء نزديك دارند در زبان انگليسي عبارتند از: Ascent ( سربالايي و صعود) و assent (موافقت كردن) Deprecate ( ناراضي بودن، بد دانستن) و depreciate ( مستهلك كردن) Eligible ( مطلوب ) و illegible (ناخوانا) Apposite( مناسب، بجا) و opposite ( مقابل، متضاد ) Casual ( اتفاقي) و causal ( علتي، سببي) و .....
[ خانه | آرشيو مطالب پيشين | پست الكترونيك ] |
خانه
آرشيو تماس با من rahta@rahta.net دكترعبد الكريم سروش دكتر يونس شكرخواه داريوش آشوري احمد شاملو فروغ فرخزاد صادق هدايت سهراب سپهري بانك اطلاعات كتاب دانشنامه بزرگ اسلامي شوراي گسترش زبان شوراي كتاب كودك كتابخانه ملي ايران فرهنگستان زبان كتاب كوچه آي كتاب بخــارا سخن مرور كلاغ پارسي پندار ادبكده ادبستان كتاب هفته نشر دانشگاهي Wikipediaدايره المعارف Cyberlawدايره المعارف |
